العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
230
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
شمشير زنگ مىزند و جلاء و روشنائى آن به ياد خداست ، و در قاموس گويد هاج يهيج مثل اهتاج و تهيّج بمعنى ثار ( جوشيد ) است و اثار النبت يعنى گياه خشك شد و هائجه زمينى است كه سبزه آن خشگ يا زرد شده باشد ، و اهاجه يعنى او را خشك نمود و احتمال دارد بجاى هيّجت العباده ، هبّجت العباده باشد يعنى عبادت صورتهايشان را آماس داده است . 31 - محمد بن صالح از . . . از محمد بن حنفيّه روايت كند كه بعد از پايان جنگ جمل امير المؤمنين عليه السّلام ببصره آمد احنف بن قيس بافتخار آن حضرت و يارانش ضيافتى ترتيب داد حضرت به خانه او رفت و فرمود اى احنف ياران مرا بخوان بيايند ، در اين موقع جمعى وارد مجلس شدند در نهايت خشوع و شكستگى همچون مشكهاى پوسيده احنف پرسيد يا امير المؤمنين اينها چه ناراحتى دارند ؟ آيا از غذا نخوردن چنين ضعيف شدهاند يا از وحشت و هراس جنگ ؟ حضرت فرمود : نه اى احنف خداوند سبحان پذيرفته است جمعيتهائى را كه در دنيا بخاطر او رياضت كشيدهاند زيرا خودشان را بروز قيامت نزديك ميدانند پيش از آنكه آن روز را ببينند ، خويشتن را برنج و رياضت واداشته ، چنانند كه هر گاه صبح قيامت و لحظهاى را كه به پيشگاه خدا عرضه مىشوند بخاطر آورند گردنهائى را كه از آتش دوزخ بيرون مىآيد ياد كنند ، و اينكه مردم بسوى پروردگارشان محشور ميگردند در حالى كه نامه سرگشادهاى كه همه بر آن آگاهى يابند كردار زشت و گناهانشان را ثبت كرده از شدت وحشت نزديك است جانشان آب شود يا دلهايشان با بالهاى ترس بيكباره پر زند و از خرد بيگانه شوند آنگاه كه آهنگ خداى سبحان آنان را بغليان و جوشش آورد . همچون دلدادگان در تاريكيهاى شبها ناله شوق سر ميكنند ، و پيوسته از ترس كردارى كه خود بر آنها آگاهند فزع دارند ، دنيا را با بدنهاى افسرده و